اخبار کوتاه :
نارضایتی مردم از عدم روشنایی معابر و کوچه های فداغ         ورزشکار فداغی مسئول ورزش موی تای هرمزگان شد         امیرعضدی جانشین شهسواری در منابع طبیعی شد         سنگ بزرگ جلو پای متقاضیان سیمان در فداغ         اسامی دریافت کنندگان سیمان دولتی آسیب دیده از زلزله         پیام تبریک مدیر بنیاد مسکن انقلاب اسلامی گراش به مناسبت روز ملی شوراها         در وعده غذایی شهروند فداغی، پنبه جای تن ماهی را گرفت         سرقت کابل برق ورزشگاه فداغ         اخطار به تعیین تکلیف و ساخت دارندگان زمین شهرک شمالی فداغ         کارگروه مشورتی فداغ؛ چرا و چگونه..؟!         تجمع در سواحل بندرعباس ممنوع است/افزایش آمار در رودان و بشاگرد         حسین آباد فداغ ، فاقد ارتباط تلفنی ثابت و همراه         رمضان با عطر مهربانی صندوق خیریه مهر فداغ         به زودی دفتر پیشخوان دولت در فداغ افتتاح خواهد شد         برخورد سمند با شتر در محور فداغ _ محمدزینا        
خانه / اخبار کوتاه / برخورد سمند با شتر در محور فداغ _ محمدزینا

اصغرآگاه زاده به رحمت ایزدی پیوست

اصغر آگاه زاده دعوت حق را لبیک و به دیار باقی شتافت
انا لله و انا الیه راجعون
اصغر آگاه زاده که از بیماری قند و نارسایی کیسه صفرا رنج می برد با شروع زلزله های اخیر فداغ دچار شوک شده ، جهت درمان ابتدا به بیمارستان بیرم و سپس جهت مراحل تکمیل درمان به شیراز انتقال داده می شود که متاسفانه در مسیر ، دعوت حق را لبیک و به دیار ابدی می شتابد
در اینجا لازم است از طریق این رسانه این مصیبت دردناک را خدمت خانواده آن عزیز و دیگر بستگان و مردم نوع دوست فداغ ، که از هیچ کوششی برای درمان ایشان دریغ نورزیدند ، تسلیت گفته و آرزوی مغفرت و آمرزش برای آن مرحوم و صبر جزیل برای بستگان وی از درگاه خداوند متعال مسئلت نماییم
«روحش شاد »

درباره‌ی فداغ نيوز

۲ نظر

  1. فاضل نریمانی

    برای اصغری که حقیقتا علی اصغری(ع) بود…

    ✍🏻: فاضل نریمانی

    خبر جانکاه درگذشت مرد مهربان و خوش خنده شهرمان؛ به سرعت بر سر زبانها افتاد. خبری که هر شنونده ای را غمگین و دلشکسته میکرد…
    برای #فداغ اصغری نماد ساده زیستی و‌ مظلومیت بود…
    اصغری سمبل خنده رویی و مهربانی بود..
    خیلیها به دیدن هر روزه او در کوچه پس کوچه های شهرمان عادت کرده بودند… به پیش سلام بودنش… به حال و احوال پرسی مداومش…
    بعضیها انقدر دوستش داشتند که با شوخی کردن شان با او و دیدن لبخند و تبسمش شاد میشدند..
    برای بعضی ها اصغری مهمان هر روز مغازه شان بود که اگر یک روز نمیامد دلتنگش میشدند..
    برای بعضی ها همسایه مهربانی بود که محبت و صفا از سرتاسر وجودش قابل مشاهده بود..
    و اما برای من…
    سالها توفیق داشتم و لطف خدا شامل حالم شده بود که خادم کوچکی باشم در محضر سیدالشهدا (ع)

    هیأتی داشتیم متشکل از نونهالان پاک و بی ریایی که مخلصانه برای امام حسین(ع) سینه و زنجیر میزدند…
    و چه توفیق بزرگی بود خدمت به عزاداران سیدالشهدا…
    اصغری تنها عضو ثابتی بود که هفته ها و شاید ماه ها قبل رسیدن محرم پیگیر تشکیل هیات بود و همیشه لحظه شماری میکرد برای شروع برنامه ها…
    لباس سیاه و سربند مخصوص محرمش همیشه اماده بود و در انتظار پوشیدن… و چه تنی پاک تر و بی الایش تر از وجود اصغری برای همراهی با نام و ذکر شهدای کربلا…
    کاش امشب به همراه تن پاک و ساده اش؛ سربند ارادتش به سیدالشهدا نیز همراهیش میکرد تا مقرب تر و باشکوه تر نزد پرودگارش حاضر شود..
    རསศฅརཞศས ʆʆཛƶศf
    و اما بعد…
    شنیدم در این مدتی که با تن خسته و بیمار در خانه و یا بیمارستان بستری بود؛ با چند بیماری مختلف درگیر بود؛ اما آنچه باعث شده حال او رو به وخامت رود، ترس در هنگام #زلزله اخیر فداغ بود که به چندین خانه آسیب رسانده بود.
    حق داشت نگران باشد کسی که در خانه قدیمی زندگی میکند و امیدی به تغییر ان ندارد..
    @ຮཛอศƴཛfཛอศgཏ

    مدتهاست نقل زلزله های فداغ بر سر زبانهاست.. اینکه چقدر تحت تاثیر اکتشافات گاز منطقه بوده یا اینکه طبیعی ست.
    حالا که فداغ مان چنین جوان پاک و مهربانی را از دست داده، بهتر است چند کلمه ای واضح تر و بی پرواتر بگویم:
    عزیزان مسئول دعا کنید هیچ گاه ثابت نشود زلزله هایمان عمدی بوده و طبیعی نیست..!
    میدانید اصغری ما قانون نمیدانست
    اصغری ما وکیلی نداشت
    اداره و کارمند و مدیر و وزیری پشتش نبود
    زبان رسایی برای اعتراض نداشت
    راه و چاهی برای حل مشکل ترسیدنش از زلزله هم سراغ نداشت…
    اما
    اصغری یک دل داشت که بی صاحب نبود
    مظلومیتی داشت که اگر آهی می کشید عرش به لرزه درمیامد…
    اصغری ما حقیقتا علی اصغری(ع) بود…
    بترسید از اینکه صدای مظلومیتش بلند شود…
    که دیگر هیچ قانون و تبصره و نظر کارشناسی و تحقیقات میدانی تان برای توجیه این غم بزرگ ارزشی نخواهد داشت…
    نویسنده : فاضل نریمانی

  2. سلام
    انا لله و انا الیه راجعون
    سلام و درود خداوند و بندگان خوب خداوند بر روح و دل صاف و پاک و ساده ( اصغری )
    در مدتی که تعمیرگاه بودم
    خیلی به بازارچه می آمد
    و خیلی از آرزوها از دل ساده و زبان ساده گوی ایشان شنیدم
    اما آرزویی که همیشه تکرار میکرد و خسته نمی شد
    سفر زیارتی کربلا و زیارت امام حسین و آقا ابالفضل العباس علیه السلام بود
    امید وارم خدای متعال همه اموات را خصوصآ او را قرین رحمت خود قرار داده و به ثواب آرزوش
    ( زیارتی امام حسین ) برساند
    آمین یا رب العالمین
    شادی دل ساده حسینی اش و روح بزرگش
    رحمه الله من یقرآ الفاتحه مع الصلوات
    اللهم صلی علی محمد و آل محمد و عجل فرجهم

جوابی بنویسید

ایمیل شما نشر نخواهد شدخانه های ضروری نشانه گذاری شده است. *

*


+ 7 = 16